پس از آزادی از زندان، گزارش روزنامه کیهان در مورد حسین رونقی(بابک خرّمدین) را که خواندم بسیار متعجب شدم. ابتدا با خود گفتم: شاید این ها که کیهان می گوید در مورد بابک خرمدینی دیگر است که من نمی شناسمش. آخر حسین رفیق چند ساله ی من است و همه کسانی که حسین رونقی را از نزدیک می شناسند، بر بی اخلاقیِ کیهان در آن گزارش سراسر کذب صحّه خواهند گذاشت. حسین پسری است خونگرم، مهربان و از همه مهم تر بی ادعا و فروتن. وقتی در کنار این جوان باهوش آذری می نشینی هیچ گاه گمان نداری که او همان است که وکیلش او را جوانی نابغه توصیف کرده است. روزنامه کیهان او را حقوق بگیر سازمان سیا خوانده است. جوانی که من- و حتماً همه دوستانش- بارها دیده ام که برای گذران زندگی به انواع کارهای یَدی تن داده است و هرگز شرافت انسانی خود را به هیچ سفره رنگینی نفروخته است.
حسین ما کارگری می کرد. دوست داشت کاری بیابد تا بتواند در تهران ساکن شود. حسین ما سر در آخور بیت المال نداشت. اصولاً حسین آدمی نبود که سر در آخور جایی کند.
او مخالف سانسور و فیلترینگ بود. با دانشی که داشت برایش فیلترینگ بی معنا بود. و دوست داشت لذت استفاده از جریان آزاد اطلاعات را با دیگران نیز تقسیم کند. و این همه جرم او است.
امروز جای مجرم و بی گناه عوض شده است. آنکه باید قدر بیند و بر صدر نشیند، غدر می بیند و در بند می نشیند.
جای حسین رونقی ملکی و دیگرانِ بسیار محبس نیست. حسین سنگری بود برای همه بی سنگرانی که می خواهند بگویند و بشنوند و بخوانند و بیاموزند و حسینی دیگر به بهانه شریعت و داعیه داری کیهان نمی خواهد که چنین شود.
حسین، رونقی بخشِ ملکِ غرور، فروتنی و استعداد است. شاید کیهانیان پی به فروتنی و استعدادش نبرده باشند. اما قطعاً طعم غرور او را در این مدت بازداشت چشیده اند. شاید سر امثال حسین رونقی را بتوانند در کاسه توالت زندان کنند اما سر آنان در آخور هیچ جا نخواهد چرید، چه آخور بیت المال و چه به قول کیهانیان " سیا " و این سِرّی است که حسین شریعتمدار و "فضلی" هایش در نمی یابند. آخر تفاوت است بین آنچه در سر حسین ما می گذرد و آنچه در سر حسین شریعتمدار.